شعر یزد از شاعر یزدی رواست
شعرِ من ، شعرِ یزد ، شعر شما شت

مذبذب

 

 
 
ابلیس شبی رفت به بالین جوانی
گفتا که دغل باش و مذبذب و ریاکار
با آیه قرآن و حدیث و دو روایت
دائم تو بجو مال و هم جاه به دست آر

گروه : کهن
نوع : چهار پاره 
موضوع : انتقادی - اجتماعی
شاعر : علیرضا آیت اللهی
تاریخ : تابستان 1358 
محل :یزد

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : انگیزه ها و اسباب سرودن شعر,انواع شعر کهن,انواع شعر نو, | بازدید : 176
برچسب ها : علیرضا آیت اللهی . شعر اصولی . شعر اصولگرا . دبیر ادبیات . شعر کاربردی . شعر سازنده . پروفسور هشترودی . دکتر غلامحسین صدیقی . ,




[ پنجشنبه 21 آذر 1392 ] [ 12:58 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]
 

 

اقتصاد شعر ، اقتصاد ادب

 

 
 

 

شاعری ارثی است با کمی مرسی !

 

 
 

 

یکی از شب های زمستان 1342 ، تقریبا" 50 سال قبل از این ، بود که طبق معمول پدرم از سر کار به خانه باز گشته بود و نخستین چیزی که می طلبید دو استکان ، و به ندرت سه استکان ، چای دبش بود . در ریختن چای مناسب پدرم مهارتی بافته بودم . چای اوٌل را که برای پدرم ریختم گفتم : امروز مادر یک شعر قشنگ سروده اند در خانواده های روحانی آن زمان و آنهم توسط یک زن ، شعر سرودن تشویق نمی شد و به قول م. آزاد ( تهرانی ) شاعر نو پردازِ آن زمان « مرسی » نداشت . شعر را که یک دوبیتی بود با وجود مخالفت نیمه شوخی - نیمه جدی مادرم برای پدرم خواندم . مادرم ، انگار که شعر گفتن کاری ناپسند و از روی سرخوشی باشد گفتند : پدرت هم شعر می گفتند ! . پدرم روبه من کرده گفتند تا به حال شعری از من دیده ای ؟!.

 

 

 

معلوم شد قبل از تولد من و گویا به اصرار آقای افصح زاده که رئیس اداره نوغان یزد بوده است و پدرم سمت معاونت ایشان را در آن اداره داشته است دوسه مرتبه به عنوان میهمان در انجمن ادبی یزد ، که در منزل حجت الاسلام شیخ محمود فرساد تشکیل می شده است ، و بعدا" به عنوان سردفتر همکار وی هم شده است ، شرکت کرده است ؛ و در آنجا مورد تشویق حجت الاسلام آقا سید علیمحمد وزیری که از نزدیکترین دوستان پدرشان بوده است ، و نیز همکار و هم اتاق سابقش در شرکت قند و شکر یزد ، یعنی آقای شکوهی قرار گرفته است ، و به دلیل چندان ذوق شعر نداشتن و عدم علاقه به شاعر شدن ، شعر دوستی را هم رها کرده است و از آن به بعد به انجمن ادبی یزد نرفته است . پدرم در توجیه این امر می گفت :

 

 

 

شعر گفتن که آب و نان نمی شود ! (1)

 

 

 

 آن روزها با خود فکر می کردم که طبع شعر ، ارثی یا غیر ارثی ، خدادادی است ؛ امٌا محیط و تشویق و ترغیب اطرافیان هم می تواند به شدٌت مؤثر واقع شود ؛ و این محیط می تواند بر اساس سه انگیزه اساسی باشد :

 

 

 

زیبا پسندی یا در واقع شعر دوستی

 

 

 

ابزار توفیق سیاسی

 

 

 

ابزار اقتصادی ( در آمد به صورت مستقیم یا غیر مستقیم )

 

 

 

(1) پدرم در جوانی شعر دوست بوده است ؛ امٌا از روش کار آن انجمن سه گلایه داشته است به اینصورت که :

 

 

 

برخی شان تصور می کرده اند ، یا لااقل چنین وانمود می کرده اند ، که هرکس یکی از اجدادش یا حتی یکی از نزدیکانش ( که دو برادر پدرم طبع شعر داشته اند و یکی شان دیوانی هم چاپ کرده است ) شاعر است می تواند شاعر باشد ! 

 

 

 

یا حتی با شرکت در جمع شاعران و شعر خوانی آنان و با تشویق و ترغیب آنان به اصطلاح نطقش باز می شود و گاه بگاه به وی می گفته اند : خوب ، میرزا جواد ! تو بگو ! .

 

 

 

 موضوع دیگر عدم پذیرائی اعضاء انجمن که همه از بزرگزادگان یزد بوده اند از کاسب خرده پائی بوده است که شعر بسیار نیکو می سروده است ؛ امٌا از لحاظ اجتماعی در سطح اعضاء نبوده است ...

 

حقیقت این است که ایشان به عنوان پدر ِ فرزندی که بعدها می توانست شاعر باشد در آن ابتدای دهه 1350 ، زمستان 1342 ، اگرچه مجموعا" هنردوست بود امٌا ، شاید به دلیل گرفتاری های متداول  روزمره در آن سالهای بحران شدید اقتصادی ، و رکود (کساد ) بازار ، شعر دوست نبود ؛ و اصولا" شرایط موجود اجازه نمی داد که به شعر فکر کند .؛ دیده بود که شاعری خوش قریحه و در سطح والا را حتی آنچنان که باید و شاید به دلایل ( همتراز نبودن مالی با سایر شاعران ) اقتصادی در انجمن نپذیرفته بودند ... و طبیعتا" نه تنها فرزندش را به شاعر شدن تشویق نمی کرد بلکه به صورتی غیر مستقیم از این راه باز می داشت .      

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : انگیزه ها و اسباب سرودن شعر,انگیزه های سیاسی,انگیزه های اقتصادی,شکل گیری و شاعر شدن با :, | بازدید : 200
برچسب ها : انگیزه اقتصادی شعر . انگیزه سیاسی شعر . انگیزه هنری و زیباپرستی شعر . ارثی بودن شعر . نقش تشویق,




[ دوشنبه 24 تير 1392 ] [ 23:31 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]
 
شاعر از جامعه بر آمده است ؛ و بر جامعه می افزاید .
 
در هر شعری که شاعر می سراید سه عامل « تعلیم » ، « تحریک » و « تشویق » موثر واقع می شوند . اکثر قریب به اتفاق شاعران « آئینه ی جامعه ی خود » اند ؛ و معمولا" هر شعر و نوشته ای از آنان می بینیم انعکاسی از آن چیزی است که به آنان آموخته ایم . این آموخته ها یا فرهنگ اکتسابی شاعر در زمانی که احساسات وی تحریک می شوند ممکن است به زبان شعر در آیند یا متن یک نوشته قرار گیرند ؛ تولید فرهنگ و هنر بخش مهمی از ریشه خود را در آب و گِلِ آموزش های کودک و نوجوان دارد . امٌا همین که نوجوان تحریک شد و اثری پدید آورد آن اثر خود به خود پذیرفته نیست .؛ اجتماعی محسوب نمی شود ، و همین که اجتماعی محسوب نشود جزو ادبیٌات جامعه هم به شمار نمی آید .
پذیرش جامعه مهم ترین عامل تصویب یک اثر ادبی است ؛ و به این منظور شعر باید به حدٌ کافی فصیح و بلیغ باشد . شعری ممکن است فصیح ، یعنی روشن ، روان ، قاعده مند ، مورد پسند عموم مردم ، و نهایتا" گوشنواز و روحپرور و دلنشین و دلنواز باشد امٌا بلیغ نباشد ؛ که این بلاغت به نظرما از فصاحت کلام مهمتر است . شعر بلیغ یعنی این که مخاطبش را شاد یا غمگین کند ، و وی را به کاری وادارد یا از کاری باز دارد . شاعر ممکن است طی منظومه ای بلند از قصیده یا مثنوی با وجود مشغول داشتن مخاطب خود و تا حدودی فصاحت کلام ، نتواند مقصود خود را به خواننده و شنونده شعرش برساند و به اصطلاح « شعرِ دارای بلاغت »  سروده باشد ؛ و ممکن است تنها در یک بیت از یک شعر یا حتی یک بیت مستقل ، به بهترین وجه ممکن پیام خود را به مخاطبش برساند ؛ و وی را تحت تاثیر قرار دهد .
در نظر اوٌل پذیرش شعر بر دونوع است :
پذیرش مجازی که مثلا" شاعری درباری شعری در مدح شاه ، یا آنچه که خوشایند و به نفع شاه می بود ، می سرود و وقتی که آن را در همایشی قرائت می کرد جماعت به شدت برایش کف می زدند ؛ شعرش در مطبوعات متعدد منتشر می شد ، و دیوانش را می خریدند ... و امٌا نمی خواندند و مورد استفاده قرار نمی دادند .
پذیرش حقیقی شعر موقعی است که اعضاء جامعه یا مردم آن را بکار گیرند . اینجاست که شاعر تشویق می شود که باز هم اشعاری به همین منوال بسراید و این منوال خواه ناخواه مکتب شعری وی را تشکیل می دهد .
آنچه که سبب نقش و جایگاه یک شعر در یک جامعه می شود ، تنها « شهرت » ( غالبا" زود گذر ) شاعر ، یا اصل شعر نیست ؛ بلکه خواست یا سلیقه ی مخاطب است که از شعر در جامعه بخشی از ادبیات جامعه ، و از آنجا فرهنگ و روابط اقتصادی - اجتماعی جامعه و چه بسا انگیزه های اختراعات و اکتشافات ، و پیشرفت های تکنولوگیکی را پدید می آورد :
توانا بود هرکه دانا بود 
ز دانش دل پیر برنا بود
 

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : شعر چیست ؟,شاعر کیست ؟,منابع اصولی شعر فارسی,منابع شعر غیر فارسی,انگیزه ها و اسباب سرودن شعر,شکل گیری و شاعر شدن با :,زمانه سرائی, | بازدید : 236
برچسب ها : شعر٫ شاعر ٫ فصاحت ٫ بلاغت ٫ تعلیم ٫ تربیت ٫ تشویق ٫ تحریک ٫ پیام ٫ اثربخشی ٫,




[ دوشنبه 23 ارديبهشت 1392 ] [ 17:02 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]

 

سال تحصیلی 1339 - 40 ، سال سوٌم دبیرستان ، یکی از بدترین سالهای تحصیلی من بود ؛ و احتمالا" به سه دلیل اساسی
- طی دوران بلوغ
- انتقال از دبیرستان پهلوی یزد با همکلاسانی از هر جهت در سطحی پائین تر به دبیرستان امیر کبیر آن شهر با همکلاسانی از هر جهت بالاتر و احساس عقب ماندگی درسی غیر قابل پوشش نسبت به آنها
- اینکه نیمی از دبیران دبیرستان از خویشان و دوستان پدرم بودند و دارای خرده حسابهائی با برخی دیگر از دبیران...
... و فکر می کنم به همین دلایل از دی 1340، در سال چهارم دبیرستان ، به مرضی خطرناک ، نسبتا" ناشناخته و لاعلاجگونه مبتلا شدم که نهایتا" دکتر سینا تجویز کرد که درس را رها کرده به مسافرت و تفریح بپردازم .... و ارزانتر از همه والیبال کردن و شعر و قصٌه خواندن بود ...
... درس را عملا" رها کرده بودم ؛ امٌا خواندن شعر و صنایع شعری( بدیع و عروض و قافیه ) مرا به شدٌت مشغول داشته بود و از آنجمله جمع آوری شعر هائی که می پسندیدم ، یادداشت کردن آنها  ؛ و البته بیش از همه شعرهائی عاشقانه چون این شعر از ابو القاسم لاهوتی :
عاشقم عاشق به رویت گر نمی دانی بدان
 
سوختم در آرزویت گر نمی دانی بدان 
 

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : شاعر کیست ؟,انگیزه ها و اسباب سرودن شعر, | بازدید : 223
برچسب ها : شعر درمانی ٫ سرگرمی ، کاربرد شعر,




[ دوشنبه 18 آذر 1392 ] [ 22:29 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]
 تابستان 1336 در یکی از ییلاقات یزد بنام باقی آباد گاهی بالاجبار از مغازه قاسم که اجناسی مطلوب ما نداشت خرید می کردیم و وی از این خرید بسیار راضی بود تا اینکه پسر عمویش مغازه ای درست دیوار به دیوار مغازه وی باز کردو رقیب او شد . قاسم می خواست به هر ترفند ممکن مشتریان مغازه اش را حفظ کند و از جمله به این منظور کتاب شعری که از نسیم شمال داشت به من قرض داد . تحت تاثیر شعرهای نسیم شمال و محیط سیاسی حاکم بر جلسات میهمانی شهریان به ییلاق آمده که از بزرگان شهر یزد هم بودند شعری سرودم که مصراع های فردش فرق می کرد و در مصراع زوج می آمد :

اقبال هم حیوان شده دوره آخر الزمان

حافظه ای قوی داشتم و نیازی به یادداشت کردن شعر نمی دیدم . پس از چند روز آن را با پز و افاده برای حاج محمد علی پاپلی که مراهم واقعا" چون نوه های خود میداشت خواندم . متغییٌر شد و مرا از خواندن این شعر برای دیگران منع کرد . عمویم هم که به نوعی روحانی بود لابد برای اینکه جلوی این تندروی و تند گوئی مرا بگیرد گفت : مبادا پدرت بشنوند که تو چنین شعری گفته ای ؟ اصولا" شعر گفتن در اسلام کراهت دارد .

سالها شعر گفتن را فراموش کردم تا زمستان 1339 که معاون دبیرستانمان جلسات « فوق برنامه » گذاشت و از ما خواست که هرکس هر هنری دارد رو کند . گفتم من شاعرم امٌا .... گفت اگر شعر در باره خدا و رسول بگوئی نه تنها کراهت ندارد که ثواب هم دارد . محض خود نمائی و خوش آمد آقا ناظم و احتمالا" ارفاق در نمرات درسی شعری در باره قرآن مجید به هم بافتم که نه کلمه ای از آن را به یاد دارم و نه یادداشت کرده ام

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : شاعر کیست ؟,انگیزه ها و اسباب سرودن شعر,انگیزه های سیاسی, | بازدید : 221
برچسب ها : علیرضا آیت اللهی ٫ تاثیرپذیری ٫ نسیم شمال ٫ نخستین شعر ٫ تابستان 1335 ، باقی آباد یزد,




[ دوشنبه 18 آذر 1392 ] [ 22:22 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]
درباره سایت

شعر سرودن یا شاعری « شغل » بوده است ؛ پیش از آن تا مدٌتی چندان شغل نبوده است ؛ و حال ، در چند دهه ی اخیر ، دوباره برای خیلی کثیراز جوانان شغل شده است . چرا ؟ . علٌتش را به زودی خواهم نوشت . امٌا اگر اهل شعر هستید این را بدانید که ساعت هائی متمادی را صرف شعر شناسی کرده ام و به هیچ وجه تعاریف قدیمی و واپسگرایانه ی متداول از شعر در ایران را قبول ندارم . تعاریف مشهور از شعر در ایران نمادی از کمبود دانش ، و واپسگرائی به بهانه پاسداری از شعر کهن یا عروضی و منظوم چون جزئی ضروری از به اصطلاح « فرهنگ ملٌی » است ؛ حال آنکه شعر منظوم وعروضی یادگار شعرای عرب قبل از اسلام و فرهنگ بعدی اعراب است . به نظر من بهترین و جدیدترین تعریف شعر در لاروس دانشگاهی آمده است : « شعر یعنی هنر بیان حاد ترین احساسات شخصی ؛ و انتقال این احساسات ، ادراکات ، وتالمات روحی و روانی ، به وسیله ی انبوهی منسجم از آواهای موزون و همآهنگ که در چند یا چندین وگاه صدها و هزاران مصراع بهم پیوسته و پیاپی می آیند . » * بنابر این شعر قبل از همه یک ارضاء شخصی است ؛ همانطور که جوانترهای ما به آن نام دلنوشت یا دلسروده داده اند . *پس از آن ؟ ابزاری ممتاز در ورود به جامعه ، مطرح ساختن خود و توفیقات اجتماعی است که خود یا به صورت مستقیم است یا غیر مستقیم : غیر مستقیم : - برانگیختن احساسات و عواطف دیگران و چه بسا ایجاد روابطی به نفع خود - کسب شهرت و استفاده از شهرت نیک که این هردو می تواند منافعی اقتصادی هم داشته باشد . امٌا مهم تر از این : مستقیم : - تحکیم روابط اجتماعی با اشخاص محبوب و مطلوب ، و تخریب اشخاص منفور و مطرود ( از جمله در جهت منافعی اقتصادی ) و به ویژه : - سرودن شعر برای کسب درآمد : کاملا" اقتصادی ... در صورت اخیر شاعر در چون از احساسات و ادراکات و تاثرات شخصی ، و نهایتا" « شخصیٌت خود نیست در واقع امر نه شعر ، بلکه شخصیٌت خود را می فروشد و نه چندان نتیجه کار خود را ، بلکه خودرا ... در این خود فروشی خصوصا" ، و در نفع طلبی شعری عموما" ، شعرها بسیار کمتر « جوششی » و بسیار بیشتر « کوششی » ، یا به اصطلاح قدما نتیجه « شِعربافی » هستند . یعنی علاوه بر منافع اقتصادی و کسب در آمد مستقیم یا غیر مستقیم از راه تولید شعر ، می توانند در پی کسب منافع اجتماعی ، سیاسی ، و حتی ارضاء تمایلات کاملا" شخصی هم یاشند . شعری که نتیجه ی کوشش عاشق برای رسیدن به معشوق خود باشد نیز گرچه عاشقانه و چه بسا عارفانه و به دور از خودفروشی اقتصادی باشد در عین حال بیشتر ، از نظر شکل ، « ساختگی » یا کوششی است ؛ مثل نخستین شعرهائی که در این سایت آمده ومی آیند . شاعر این سایت از این وضعیٌت به جائی رسید که شعر را ابزار رسیدن به منافع شخصی خود نسازد .؛ و اگر شعری به ذهنش رسید و به اصطباح به وی الهام شد و خود از درون جوشید ، البته با تصحیح و تکمیل ضروری آن ، یادداشت و به دیگران ارائه کند...
لینک دوستان
سایت های مفید
خبر نامه

آمار

آنلاین : 0
بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته گذشته : 20
بازدید ماه گذشته : 1123
بازدید سال گذشته : 2252
کل بازدید : 17523ورودی گوگل امروز : 1 نفر
ورودی گوگل کل : 295 نفر

....

آرشيو مطالب
امکانات وب