نوشدن طبیعت و نوشدن جامعه در شعر وحشی بافقی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

امکانات وب

برچسب ها

 

یکشنبه 7 فروردین 1390

صرصر معدلت خسرو عالی مقدار

باز وقت است كه ازآمدن باد بهار

بشكفد غنچه و گل خیمه زند در گلزار

آید از مهد زمین طفل نباتی بیرون

دایه ابر دهد پرورش او به كنار

دفتر شكوه گل مرغ چمن بگشاید

كه چه ها می كشم از جور گل و خواری خار

لب به دندان گزد از قطره شبنم غنچه

كه نكو نیست زعاشق گله از خواری خار (1)

نرگس از باد زند چشمك و گوید كه بنال

كه اثرها بكند عاقبت این ناله زار

تپشقلب زعنبر كند این یك چاره

زردی چشم زماهی كند آن یك تیمار(2)

می كند فاخته فریاد كه در باغ چرا

دست زور از پی آزار برآورد چنار

نیست بیمش كه به یك دم فكند دستش را

صرصر معدلت خسرو عالی مقدار ؟!

آنكه از صولت شمشیر جهان آرا برد

ظلمت ظلم از آئینه دوران به كنار

كان دم از ریزش خود با كف جودش می زد

لیك چون دید سحاب كرمش گوهر بار

كرد پهلو تهی از مردم و شد گوشه نشین

تا كه از سرزنش خلق نیابد آزار

مخزن پر گهر و دست گهر پاش تو را

كه یكی بحر محیط است و یكی ابر بهار

................

كامرانا نظری كن كه زپا افتادم

دستگیرا ! شدم از دست ، چنینم مگذار !

--------------------------------------------

 (1) این همان مضمونی است كه در غزل مشهور :

گل بخندید كه از راست نرنجیم ولی

هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

مورد تائید خواجه حافظ شیرازی هم قرار گرفته بوده است .

 (2) از زبان چشمك زدن تاعلاج بیماری یرقان با ماهی مطالبی در حوزه جامعه شناسی تاریخی است كه در اشعار وحشی بافقی غنیمتی بزرگ به شمار می روند

یکشنبه 7 فروردین 1390

 

نویسنده : علیرضا آیت اللهی بازدید : 293 تاريخ : سه شنبه 26 آذر 1392 ساعت: 16:53
برچسب‌ها :