شعر یزد از شاعر یزدی رواست : بدون عنوان

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

امکانات وب

برچسب ها

 

 


سالروز تولد شاعر
بسم ربٌ العظیم ، هو ، قادر

آمده است بر زمین که هبوط
پدرش در نماز و مام ، قنوت

شکرلله که گریه می کند او
باخبر هست از غم و بند او

قدم اوٌلش به زاری هست
خبرش از جهانِ خواری هست

ابتدا متهم به اینکه : « کثیف » ؛
چاق و چلٌه ست یا که زار و نحیف

آب داغش کنند استقبال 
قند و قنداق و ملحفِ یک شال

نام او چیست ؟... اوٌل کار است
بر پدرهست ، گو زاسرار است

قبل از آن است نوبتِ  تکبیر
گوش چپ ، گوش راست ، هردو صفیر

که خدا  اکبر  است و غیر از او
«  وحده لا اله الٌا هو  »

چون ز خیر ولی است باشد « علی »
قسمت دومش « رضا » ست ولی

آیت اللهی است فامیلش
گر بدانی تو عدٌه ی ایلش !

همه در یزد یا که تهران اند 
گاه در هجر خاک ایران اند

بهتر این است کاو شود خاموش
تو به تبریک سهل و ساده بکوش
 
متشکر شود به بیش ز پیش 
به در آید ز فکر عهد پریش

خاکِ راهم ، تو بر سر بامی
به دو چشمم نهاده ای گامی ...
 
نویسنده : علیرضا آیت اللهی بازدید : 311 تاريخ : شنبه 3 اسفند 1392 ساعت: 1:12
برچسب‌ها :