شعر یزد از شاعر یزدی رواست
کوروش بیا ! کوروش بیا ! من که نمیدانم که ئی ؟ گویند غیرت داشتی ... ... امٌا نه آنکه در خِرَد ، خود را خدا پنداشتی ! کآنروز چون امروز هم  هر حاکم خرده توان ، خودرا خدا پنداشتی ! : ( من عقل کلٌ عالمم !!! ) ... کوروش بیا ! من که نمیدانم که ئی گویند دانائی تو عین توانائی بُده ست آینده ب

کوروش بیا !

کوروش بیا !
من که نمیدانم که ئی ؟
گویند غیرت داشتی ...
... امٌا نه آنکه در خِرَد ، خود را خدا پنداشتی !
کآنروز چون امروز هم 
هر حاکم خرده توان ،
خودرا خدا پنداشتی ! : ( من عقل کلٌ عالمم !!! ) ...

کوروش بیا !
من که نمیدانم که ئی
گویند دانائی تو عین توانائی بُده ست
آینده بین و هر زمان ، اندیشه ی آینده را 
   آنکه بسازد زندگی
      و نه بکوبد هر سرا...

کوروش بیا !
من که نمی دانم که ئی 
گویند امٌا بوده ای : یک قهرمان ، شاه جهان !
ای که جهانشاهی به تو 
   زیبنده بود
      و فخر ما

کوروش بیا 
دانم که ئی
تو قهرمان عالمی 
با اینهمه :
یک راستگو
یک دادگر
یک مهربان ؛ حتی برای دشمنان !
« آنکه بسازد زندگی ، و نه بکوبد » بنده را !

یک پهلوان !

 

پیغمبری کوروش !
بیا !

مطالب مرتبط


  • پدرسوخته بیا پیشم
  • اشعار عربی - فارسی نصاب الصبیان
  • امتیاز بدهید :

    | امتیاز : 0
    موضوع : | بازدید : 326
    برچسب ها : ,




    [ پنجشنبه 9 بهمن 1393 ] [ 1:37 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]
    درباره سایت

    شعر سرودن یا شاعری « شغل » بوده است ؛ پیش از آن تا مدٌتی چندان شغل نبوده است ؛ و حال ، در چند دهه ی اخیر ، دوباره برای خیلی کثیراز جوانان شغل شده است . چرا ؟ . علٌتش را به زودی خواهم نوشت . امٌا اگر اهل شعر هستید این را بدانید که ساعت هائی متمادی را صرف شعر شناسی کرده ام و به هیچ وجه تعاریف قدیمی و واپسگرایانه ی متداول از شعر در ایران را قبول ندارم . تعاریف مشهور از شعر در ایران نمادی از کمبود دانش ، و واپسگرائی به بهانه پاسداری از شعر کهن یا عروضی و منظوم چون جزئی ضروری از به اصطلاح « فرهنگ ملٌی » است ؛ حال آنکه شعر منظوم وعروضی یادگار شعرای عرب قبل از اسلام و فرهنگ بعدی اعراب است . به نظر من بهترین و جدیدترین تعریف شعر در لاروس دانشگاهی آمده است : « شعر یعنی هنر بیان حاد ترین احساسات شخصی ؛ و انتقال این احساسات ، ادراکات ، وتالمات روحی و روانی ، به وسیله ی انبوهی منسجم از آواهای موزون و همآهنگ که در چند یا چندین وگاه صدها و هزاران مصراع بهم پیوسته و پیاپی می آیند . » * بنابر این شعر قبل از همه یک ارضاء شخصی است ؛ همانطور که جوانترهای ما به آن نام دلنوشت یا دلسروده داده اند . *پس از آن ؟ ابزاری ممتاز در ورود به جامعه ، مطرح ساختن خود و توفیقات اجتماعی است که خود یا به صورت مستقیم است یا غیر مستقیم : غیر مستقیم : - برانگیختن احساسات و عواطف دیگران و چه بسا ایجاد روابطی به نفع خود - کسب شهرت و استفاده از شهرت نیک که این هردو می تواند منافعی اقتصادی هم داشته باشد . امٌا مهم تر از این : مستقیم : - تحکیم روابط اجتماعی با اشخاص محبوب و مطلوب ، و تخریب اشخاص منفور و مطرود ( از جمله در جهت منافعی اقتصادی ) و به ویژه : - سرودن شعر برای کسب درآمد : کاملا" اقتصادی ... در صورت اخیر شاعر در چون از احساسات و ادراکات و تاثرات شخصی ، و نهایتا" « شخصیٌت خود نیست در واقع امر نه شعر ، بلکه شخصیٌت خود را می فروشد و نه چندان نتیجه کار خود را ، بلکه خودرا ... در این خود فروشی خصوصا" ، و در نفع طلبی شعری عموما" ، شعرها بسیار کمتر « جوششی » و بسیار بیشتر « کوششی » ، یا به اصطلاح قدما نتیجه « شِعربافی » هستند . یعنی علاوه بر منافع اقتصادی و کسب در آمد مستقیم یا غیر مستقیم از راه تولید شعر ، می توانند در پی کسب منافع اجتماعی ، سیاسی ، و حتی ارضاء تمایلات کاملا" شخصی هم یاشند . شعری که نتیجه ی کوشش عاشق برای رسیدن به معشوق خود باشد نیز گرچه عاشقانه و چه بسا عارفانه و به دور از خودفروشی اقتصادی باشد در عین حال بیشتر ، از نظر شکل ، « ساختگی » یا کوششی است ؛ مثل نخستین شعرهائی که در این سایت آمده ومی آیند . شاعر این سایت از این وضعیٌت به جائی رسید که شعر را ابزار رسیدن به منافع شخصی خود نسازد .؛ و اگر شعری به ذهنش رسید و به اصطباح به وی الهام شد و خود از درون جوشید ، البته با تصحیح و تکمیل ضروری آن ، یادداشت و به دیگران ارائه کند...
    لینک دوستان
    سایت های مفید
    خبر نامه

    آمار

    آنلاین : 1
    بازدید امروز : 78
    بازدید دیروز : 11
    بازدید هفته گذشته : 116
    بازدید ماه گذشته : 307
    بازدید سال گذشته : 1111
    کل بازدید : 16382ورودی گوگل امروز : 0 نفر
    ورودی گوگل کل : 273 نفر

    ....

    آرشيو مطالب
    امکانات وب