شعر یزد از شاعر یزدی رواست
  هرچند هم که شاعر ، روحیٌه ای صلح طلب و زیبائی پسند و نهایتا" مثبت داشته باشد؛ و به اصطلاح « آقا » یا « خانم » ، دارای زادگی و اصالت باشد ؛ نمی تواند تحت تاثیر « محیط شعری » قرار نگیرد و این محیط نیز گویا از همان روز نخست ، شعرا را به سه گروه اساسی تقسیم کرده است : - شعرای مردمی ، و روشنگر و درواقع صاحب اِشعار . - شعرای شهرت طلب متفنٌن و در واقع بیکار و بیعار در دنیای شعر . - شعرای مجیز گو ، جیره خوار حکومتی ، و یه اصطلاح عوامِ امروزی ذاتا"
 
هرچند هم که شاعر ، روحیٌه ای صلح طلب و زیبائی پسند و نهایتا" مثبت داشته باشد؛ و به اصطلاح « آقا » یا « خانم » ، دارای زادگی و اصالت باشد ؛ نمی تواند تحت تاثیر « محیط شعری » قرار نگیرد و این محیط نیز گویا از همان روز نخست ، شعرا را به سه گروه اساسی تقسیم کرده است :
- شعرای مردمی ، و روشنگر و درواقع صاحب اِشعار .
- شعرای شهرت طلب متفنٌن و در واقع بیکار و بیعار در دنیای شعر .
- شعرای مجیز گو ، جیره خوار حکومتی ، و یه اصطلاح عوامِ امروزی ذاتا" مدٌاح و پاچه خار ...
... که گروه اخیر اصولا" بی شخصیٌت و فرصت طلب و « شعر به مزد » هستند و بر ایشان فرقی نمی کند : اگر حیدری برسرکار بیاید مدح او را می سرایند و اگر نعمتی بر سریر قدرت باشد ثنای وی را می گویند ... مثل وحشی بافقی که مدح نعمتی ها را می گفت ، و « شاعر پیشگی » را بسیار پر درآمد تر از معلمی میدید ؛ و در این ورطه گاه مجبور به دفاع از خود تا حدٌ حمله هائی دور از ادب و ناشایست در ادبیٌاتِ فرهنگ بزرگی چون فرهنگ پارسی می گردید .
وحشی بافقی که تقریبا" همه نوع شعری از غزل ، قصیده ، مثنوی ، رباعی ، دوبیتی ، و... به خصوص ترجیع بند و ترکیب بند و قطعه سروده است بیگمان با اشعاری چون « دوستان شرح پریشانی من گوش کنید » ، « ای گل تازه که بوئی ز وفا نیست ترا » ، « ما گوشه نشینان خرابات الستیم » ، « زیباتر آنچه مانده به بابا از آن تو » ، و...و...و... همران با سعدی و حافظ یکی از سه شاعر بزرگ ایران ، یا حدٌ اکثر با مولوی و سعدی یکی از پنج شاعر بزرگ ایران است ...  چرا می بایست در جامعه ای « بدفرهنگ » و « کج فرهنگ » کارش به جائی برسد که با طبعی چنین سرشار، زیبا ، روان و روح انگیز ؛ به خصوص در مقابله با شعرای رقیب ، امٌا ضعیف و جیره خوار زیاده خواه ، کارش به جائی برسد که هجویه هائی دور از شان و منزلت خود بسراید ؟ .
نه تنها « محیط اجتماعی » و « فرهنگ عمومی » بلکه اکثرا" حتی محیط به اصطلاح ادبی به حدٌی بر شاعر فشار می آورند که وی را با همه ی سعه ی صدر، و مقاومت ، نهایتا" به سرودن هجویه و ذمٌ و تقبیح می کنند . 
تک بیت « لعنتی..» شاعر این سایت در خرداد 1341 ، و البته در دوران نوجوانی ، که دردوپست قبل از این آمد ناشی از چنین محیطی بوده است و لاغیر .
 

مطالب مرتبط


  • بازهم وحشی بافقی ، جههوری و عدالت
  • رهنمود وحشی بافقی یه سلطان در دادگری و عدالت گستری
  • وحشی بافقی و بی عدالتی در جامعه صفوی
  • بهار اجتماعی مکمل بهار طبیعت در شعر وحشی بافقی
  • نوروز ها در شعر وحشی بافقی
  • نوشدن طبیعت و نوشدن جامعه در شعر وحشی بافقی
  • امتیاز بدهید :

    | امتیاز : 0
    موضوع : انگیزه های اقتصادی,شکل گیری و شاعر شدن با :,آموزش غیر مستقیم ( مساعره - رادیو ),پیشینه شعر فارسی, | بازدید : 214
    برچسب ها : محیط فرهنگی . محیط شعری . هجویه . وحشی بافقی,




    [ دوشنبه 23 ارديبهشت 1392 ] [ 1:34 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]
    درباره سایت

    شعر سرودن یا شاعری « شغل » بوده است ؛ پیش از آن تا مدٌتی چندان شغل نبوده است ؛ و حال ، در چند دهه ی اخیر ، دوباره برای خیلی کثیراز جوانان شغل شده است . چرا ؟ . علٌتش را به زودی خواهم نوشت . امٌا اگر اهل شعر هستید این را بدانید که ساعت هائی متمادی را صرف شعر شناسی کرده ام و به هیچ وجه تعاریف قدیمی و واپسگرایانه ی متداول از شعر در ایران را قبول ندارم . تعاریف مشهور از شعر در ایران نمادی از کمبود دانش ، و واپسگرائی به بهانه پاسداری از شعر کهن یا عروضی و منظوم چون جزئی ضروری از به اصطلاح « فرهنگ ملٌی » است ؛ حال آنکه شعر منظوم وعروضی یادگار شعرای عرب قبل از اسلام و فرهنگ بعدی اعراب است . به نظر من بهترین و جدیدترین تعریف شعر در لاروس دانشگاهی آمده است : « شعر یعنی هنر بیان حاد ترین احساسات شخصی ؛ و انتقال این احساسات ، ادراکات ، وتالمات روحی و روانی ، به وسیله ی انبوهی منسجم از آواهای موزون و همآهنگ که در چند یا چندین وگاه صدها و هزاران مصراع بهم پیوسته و پیاپی می آیند . » * بنابر این شعر قبل از همه یک ارضاء شخصی است ؛ همانطور که جوانترهای ما به آن نام دلنوشت یا دلسروده داده اند . *پس از آن ؟ ابزاری ممتاز در ورود به جامعه ، مطرح ساختن خود و توفیقات اجتماعی است که خود یا به صورت مستقیم است یا غیر مستقیم : غیر مستقیم : - برانگیختن احساسات و عواطف دیگران و چه بسا ایجاد روابطی به نفع خود - کسب شهرت و استفاده از شهرت نیک که این هردو می تواند منافعی اقتصادی هم داشته باشد . امٌا مهم تر از این : مستقیم : - تحکیم روابط اجتماعی با اشخاص محبوب و مطلوب ، و تخریب اشخاص منفور و مطرود ( از جمله در جهت منافعی اقتصادی ) و به ویژه : - سرودن شعر برای کسب درآمد : کاملا" اقتصادی ... در صورت اخیر شاعر در چون از احساسات و ادراکات و تاثرات شخصی ، و نهایتا" « شخصیٌت خود نیست در واقع امر نه شعر ، بلکه شخصیٌت خود را می فروشد و نه چندان نتیجه کار خود را ، بلکه خودرا ... در این خود فروشی خصوصا" ، و در نفع طلبی شعری عموما" ، شعرها بسیار کمتر « جوششی » و بسیار بیشتر « کوششی » ، یا به اصطلاح قدما نتیجه « شِعربافی » هستند . یعنی علاوه بر منافع اقتصادی و کسب در آمد مستقیم یا غیر مستقیم از راه تولید شعر ، می توانند در پی کسب منافع اجتماعی ، سیاسی ، و حتی ارضاء تمایلات کاملا" شخصی هم یاشند . شعری که نتیجه ی کوشش عاشق برای رسیدن به معشوق خود باشد نیز گرچه عاشقانه و چه بسا عارفانه و به دور از خودفروشی اقتصادی باشد در عین حال بیشتر ، از نظر شکل ، « ساختگی » یا کوششی است ؛ مثل نخستین شعرهائی که در این سایت آمده ومی آیند . شاعر این سایت از این وضعیٌت به جائی رسید که شعر را ابزار رسیدن به منافع شخصی خود نسازد .؛ و اگر شعری به ذهنش رسید و به اصطباح به وی الهام شد و خود از درون جوشید ، البته با تصحیح و تکمیل ضروری آن ، یادداشت و به دیگران ارائه کند...
    لینک دوستان
    سایت های مفید
    خبر نامه

    آمار

    آنلاین : 0
    بازدید امروز : 74
    بازدید دیروز : 6
    بازدید هفته گذشته : 83
    بازدید ماه گذشته : 1186
    بازدید سال گذشته : 2315
    کل بازدید : 17586ورودی گوگل امروز : 1 نفر
    ورودی گوگل کل : 295 نفر

    ....

    آرشيو مطالب
    امکانات وب