شعر یزد از شاعر یزدی رواست
پلنگ و روبه و ببر دژم نخواهد ماند     « رسید مژده که ایٌام غم نخواهد ماند  چنان نماند و چنین باز هم نخواهد ماند» ز وحشیان طلبکار در سرای سرسر پلنگ و روبه و ببر دژم نخواهد ماند « چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است که در صحیفه هستی رقم نخواهد ماند » امید به

پلنگ و روبه و ببر دژم نخواهد ماند

 

 
« رسید مژده که ایٌام غم نخواهد ماند 
چنان نماند و چنین باز هم نخواهد ماند»
ز وحشیان طلبکار در سرای سرسر
پلنگ و روبه و ببر دژم نخواهد ماند
« چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
که در صحیفه هستی رقم نخواهد ماند »
امید به شیر و جوانمردی فسانه ئیش
به شام می کشد و صبحدم نخواهد ماند 
« چو پرده دار به شمشیر می زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند »
که ابر سیل شود باد می شود توفان
ز سیل و زلزله این بوالعدم نخواهد ماند
« من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند »
جهان ساعی و نمٌام و کاذب و بدگوی
به روی جورکشان مغتنم نخواهد ماند 
« سرود مجلس جمشید گفته اند این بود 
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند»
ز فصل سرد زمستان و عشوه ی هیزم
نبود مکنت و زور درم نخواهد ماند 
« توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
عطای خوش به لقای خوش است و نیکوئی
که باتکبر و خسٌت ، ارم نخواهد ماند
« بر این رواق زبرجد نوشته اند به زر 
که جز نکوئی اهل کرم نخواهد ماند »
گدای شهر حبیبان به این علوٌ مقام
همیشه سلطه مدار حرم نخواهد ماند
« غنیمتی شمر ای شمع ، وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند »
که عشق ، نقش جهان است ؛ و دوستی ، هستی
چمین حکومت وجه و درم نخواهد ماند
« ز مهربانی جانان طمع مدار حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند »
جهان شده انگشت بر دهان زین میر
بلیٌه ای ست که میر علم نخواهد ماند

گروه : کهن
نوع : تضمین غزلی از حافظ
نام : بلیٌه ای است ...
موضوع : اجتماعی - فلسفی انتقادی 
شاعر : علیرضا آیت اللهی
تاریخ : زمستان 1350 ( ایٌام جشن های شاهنشاهی )
مکان : تهران ، اداره وظیفه عمومی

 

مطالب مرتبط


  • نام آن یزد است و آن یعنی خدا
  • شعر من ، شعر یزد ، شعر شماست
  • عید ، عید است و مبارک بادت
  • میرزا محمد فرخی یزدی (3) امام زمان (عج)
  • میرزا محمد فرخی یزدی (2)
  • میرزا محمد فرخی یزدی (1) شعرهای نغز
  • امتیاز بدهید :

    | امتیاز : 0
    موضوع : | بازدید : 121
    برچسب ها : شعرکهن ، تضمین غزلی از حافظ ، بلیٌه ای است ، شعر اجتماعی و انتقادی ، علیرضا آیت اللهی ، زمستان 1350 ، تهران ,




    [ پنجشنبه 14 شهريور 1392 ] [ 14:39 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]
    درباره سایت

    شعر سرودن یا شاعری « شغل » بوده است ؛ پیش از آن تا مدٌتی چندان شغل نبوده است ؛ و حال ، در چند دهه ی اخیر ، دوباره برای خیلی کثیراز جوانان شغل شده است . چرا ؟ . علٌتش را به زودی خواهم نوشت . امٌا اگر اهل شعر هستید این را بدانید که ساعت هائی متمادی را صرف شعر شناسی کرده ام و به هیچ وجه تعاریف قدیمی و واپسگرایانه ی متداول از شعر در ایران را قبول ندارم . تعاریف مشهور از شعر در ایران نمادی از کمبود دانش ، و واپسگرائی به بهانه پاسداری از شعر کهن یا عروضی و منظوم چون جزئی ضروری از به اصطلاح « فرهنگ ملٌی » است ؛ حال آنکه شعر منظوم وعروضی یادگار شعرای عرب قبل از اسلام و فرهنگ بعدی اعراب است . به نظر من بهترین و جدیدترین تعریف شعر در لاروس دانشگاهی آمده است : « شعر یعنی هنر بیان حاد ترین احساسات شخصی ؛ و انتقال این احساسات ، ادراکات ، وتالمات روحی و روانی ، به وسیله ی انبوهی منسجم از آواهای موزون و همآهنگ که در چند یا چندین وگاه صدها و هزاران مصراع بهم پیوسته و پیاپی می آیند . » * بنابر این شعر قبل از همه یک ارضاء شخصی است ؛ همانطور که جوانترهای ما به آن نام دلنوشت یا دلسروده داده اند . *پس از آن ؟ ابزاری ممتاز در ورود به جامعه ، مطرح ساختن خود و توفیقات اجتماعی است که خود یا به صورت مستقیم است یا غیر مستقیم : غیر مستقیم : - برانگیختن احساسات و عواطف دیگران و چه بسا ایجاد روابطی به نفع خود - کسب شهرت و استفاده از شهرت نیک که این هردو می تواند منافعی اقتصادی هم داشته باشد . امٌا مهم تر از این : مستقیم : - تحکیم روابط اجتماعی با اشخاص محبوب و مطلوب ، و تخریب اشخاص منفور و مطرود ( از جمله در جهت منافعی اقتصادی ) و به ویژه : - سرودن شعر برای کسب درآمد : کاملا" اقتصادی ... در صورت اخیر شاعر در چون از احساسات و ادراکات و تاثرات شخصی ، و نهایتا" « شخصیٌت خود نیست در واقع امر نه شعر ، بلکه شخصیٌت خود را می فروشد و نه چندان نتیجه کار خود را ، بلکه خودرا ... در این خود فروشی خصوصا" ، و در نفع طلبی شعری عموما" ، شعرها بسیار کمتر « جوششی » و بسیار بیشتر « کوششی » ، یا به اصطلاح قدما نتیجه « شِعربافی » هستند . یعنی علاوه بر منافع اقتصادی و کسب در آمد مستقیم یا غیر مستقیم از راه تولید شعر ، می توانند در پی کسب منافع اجتماعی ، سیاسی ، و حتی ارضاء تمایلات کاملا" شخصی هم یاشند . شعری که نتیجه ی کوشش عاشق برای رسیدن به معشوق خود باشد نیز گرچه عاشقانه و چه بسا عارفانه و به دور از خودفروشی اقتصادی باشد در عین حال بیشتر ، از نظر شکل ، « ساختگی » یا کوششی است ؛ مثل نخستین شعرهائی که در این سایت آمده ومی آیند . شاعر این سایت از این وضعیٌت به جائی رسید که شعر را ابزار رسیدن به منافع شخصی خود نسازد .؛ و اگر شعری به ذهنش رسید و به اصطباح به وی الهام شد و خود از درون جوشید ، البته با تصحیح و تکمیل ضروری آن ، یادداشت و به دیگران ارائه کند...
    لینک دوستان
    سایت های مفید
    خبر نامه

    آمار

    آنلاین : 1
    بازدید امروز : 38
    بازدید دیروز : 11
    بازدید هفته گذشته : 76
    بازدید ماه گذشته : 267
    بازدید سال گذشته : 1071
    کل بازدید : 16342ورودی گوگل امروز : 0 نفر
    ورودی گوگل کل : 273 نفر

    ....

    آرشيو مطالب
    امکانات وب