تعلق خاطر وحشی بافقی یزدی به اسلام ، تشیع و امام علی (ع)

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

امکانات وب

برچسب ها

 کمال االدین وحشی بافقی یزدی (4) اسلام ، تشیع و سیرت امام علی (ع)

 

ستایش فضایل امام علی (ع) نزد وحشی بافقی
 
وحشی بافقی لااقل هفت قصیده در منقبت امام علی (ع) سروده است كه اغلب آن ها ظاهرا" به مناسبت اعیاد و جشن ها سروده شده اند و با چنین روزهائی مناسبت ندارند. اما متعددبودن این قصائد كه تقریبا" هیچكدام زائیده طبع روان وحشی بافقی ( در غزلیات و مسمط ها و... ) نیستند حاكی از فضا و به اصطلاح حال و هوای یزد در اوائل دوره حكومت صفویان  است كه گرایشی به شدٌت علوی داشته است . حاكم آن زمان یزد ، یعنی میرمیران ، داماد شاه صفوی ،  درباری شاهانه داشته دراعیاد مختلف بارعام می داده شعرا نزد وی شعر خوانده صله دریافت می داشته اند .
میرمیران از احفاد شاه نعمت الله ولی و بنابراین در واقع نیز ازدراویش نعمت اللهی بوده است . فضای فرهنگی « شهر علوی » فضائی از جوانمردی و صفا و طراوت بوده است كه تا زمان قاجاریان ، تخریب خانقاه ها و بنای حسینیه ها به جای آن ها ، دوام داشته است و ازاین نظر تاریخ یزد به عنوان یكی از بزرگترین شهرهای فرهنگی ایران زمین در زمان صفویان ( پس از اصفهان و قبل از هرات و قزوین با وجود پایتخت بودن قزوین طی چندسال ) ، و وحشی بافقی به عنوان بزرگترین شاعر آن شهر،معرفی شده اند .
آنچه اینجا می آید نیمی از یكی از قصیده های وحشی در منقبت علی ( ع ) است .
سرور غالب امیر المؤمنین حیدر
.....................
راه جنت كی تواند یافت آن دونی كه شد
پای او در جستجوی دنیی دون آبله
یافت ره در روضه آن كو در ره شاه نجف
كرد پای او زسیر كوه و هامون آبله
سرور غالب امیرالمؤمنین حیدر كه شد
در طریق جستجویش پای گردون آبله
رفب مدٌت ها كه پا بر خاك نتواند نهاد
در ره او پای انجم نیست جیحون آبله
گرچه هر سو می دود در جستن شاه نجف
ازگهر بهر چه داری پای جیحون آبله
یك شرار از قاف قهرش در دل دریا فتاد
جوش زد چندان كه از وی شد گهر چون آبله
بسكه بر هم زد زشوق ابر جودش دست خویش
شد كف دست صدف از در مكنون آبله
ای خوش آن روزی كه خود را فكنم در روضه اش
همچو مجنون كردهپا در برٌ مجنون آبله
خیز تا راه دعا پوئیم وحشی زانكه شد
پای طبع ما زجستجوی مضمون آبله
تا در این گلزار ایام بهاران شاخ گل
آورد از غنچه نورسته بیرون آبله
آن كهچون گل نیست خندان از نسیم حبٌ او
باد اورا غنچه دل غرق خون چون آبله

یکشنبه 7 شهریور 1389 . تهران

  • مطالب مرتبط
  • هفتاد سالگی شاعر : علیرضا آیت اللهی
  • 25 مهر سالروز شهادت فرخی یزدی
  • میرزا محمد فرخی یزدی (3) امام زمان (عج)
  • میرزا محمد فرخی یزدی (2)
  • میرزا محمد فرخی یزدی (1) شعرهای نغز
  • بازهم وحشی بافقی ، جههوری و عدالت
  • نویسنده : علیرضا آیت اللهی بازدید : 142 تاريخ : پنجشنبه 21 آذر 1392 ساعت: 14:25
    برچسب‌ها :

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :