یکی از مردمان سرخ - آبی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

امکانات وب

برچسب ها

بکی از مردمان سرخ - آبی
رفته بوده ست توی قصٌابی
گفته بودست شیر می خواهم
دوسه بسته پنیر می خواهم
ربٌ انگور هم اگر دارید
دو - سه تا بهر من نگهدارید
دو - سه کبسه برنج می خواهم
شهد ناب ترنج می خواهم
آبِ خشک پنیر می خواهم
رنگ مشکی ِ سیر می خواهم
مبل استیل زرد متری چند ؟
مشتری هستم اینقدر تو نخند !
گفت قصٌاب جایت اینجا نیست
جای مغزت به کلٌه ات خالی است 
پند گیر از من این و مغز بخر 
تا نبینند پیش من یک خر !
که برای خَرَم مجالی نیست
جلوی دخل صاحبت تو نایست !

گروه : کهن
نوع : مثنوی
موضوع : طنز اجتماعی
نام : یکی از مردمان سرخ - آبی
شاعر : علیرضا آیت اللهی
تاریخ : تابستان 1351 

محل : باقی آباد یزد 

  • مطالب مرتبط
  • رنگ عشقم قرمز ، آسمانم آبی است
  • لب گشایم با زبان سرخ اناالحق مزید !
  • چشم بر آبی دور
  • نویسنده : علیرضا آیت اللهی بازدید : 157 تاريخ : پنجشنبه 14 شهريور 1392 ساعت: 14:57

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :