شعر یزد از شاعر یزدی رواست
 سعدی شیرازی و نسٌاج یزدی در همٌت و کار   فرزندان عزیزم قبل از این که یادداشت یا یادداشت هائی به مناسبت روز بزرگداشت شیخ اجل سعدی ٬ علیه الرحمه ٬ بنویسم ٬ این شعرش را ٬ که برایم بسیار گرامی است ٬ به شما هدیه می کنم : به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار     که بر و بحر فراخ است و آدمی بسیار گرت هزار بدیع الجمال پیش آمد         ببین و بگذر و خاطر به هیچیک مسپار مخالط همه کس باش تا بگردی خوش   نه پایبند یکی  کز غمش  بنالی زار مرا رفیقی ب

 سعدی شیرازی و نسٌاج یزدی در همٌت و کار

 

فرزندان عزیزم
قبل از این که یادداشت یا یادداشت هائی به مناسبت روز بزرگداشت شیخ اجل سعدی ٬ علیه الرحمه ٬ بنویسم ٬ این شعرش را ٬ که برایم بسیار گرامی است ٬ به شما هدیه می کنم :
به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار     که بر و بحر فراخ است و آدمی بسیار
گرت هزار بدیع الجمال پیش آمد         ببین و بگذر و خاطر به هیچیک مسپار
مخالط همه کس باش تا بگردی خوش   نه پایبند یکی  کز غمش  بنالی زار
مرا رفیقی باید که بار برگیرد            نه صاحبی که من از وی کنم تحمل بار
کسی که از غم و تیمار من نیندیشد      چرا من از غم و تیمار او شوم بیمار ؟!
به راحت نفسی رنج پایدار مجوی       شب شراب نیرزد به بامداد خمار.....

سعدی شیرازی و نساج یزدی

در بهار 1980 به صورت "مستمع آزاد " در سمیناری از دكتری رشته فرهنگ و تمدن اسلامی دانشگاه پرووانس فرانسه شركت كرده بودم . بحث قیاس و تمثیل و تعمیم و شناخت جامعه در دنیای مشرق زمین و در واقع كشور های خاور میانه و شمال آفریقا ٬ یعنی دقیقا همان كشور هایی كه مرحوم استاد دكتر محمد معین در فرهنگ خود با ته لهجه ی گیلانی !محل « سیر در آفاق و انفاس » سعدی شیرازی معرفی كرده است ٬ بود
استادانی كه طبق معمول شرکت درسمینار های دكتری كشورهای پیشرفته صنعتی غرب اروپا تعدادشان هم از تعداد انگستان یكدست فراتر می رفت مثال هایی از فرهنگ های عراق،سوریه،حجاز و به خصوص شمال آفریقا می آوردند و اینجانب هم به تدریج از جلد مستمع آزاد بیرون آمده از سر عرق وطن ! چنان كه از رسم و رسوم ما ایرانیان است به صورتی كاملا " قابل توجه «متكلم وحده» شده به ناگاه متوجه شدم كه لااقل به تعداد مثال های تمام ایشان از تمام آن كشور ها مثال هایی از تك كشور ایران آورده ام و برحسب اتفاق یا هرچیز دیگری تقریبا "تمام مثالها از آثار ٬ و به خصوص گلستان٬ شیخ اجل سعدی !
استاد ارشد سمینار به اعتراف نشست كه بیش از یك بار به خواندن آثار ترجمه شده ی سعدی به زبانهای انگلیسی و فرانسوی پرداخته است ' به خصوص معرفی سعدی توسط پروفسور «هانری ماسه » ایرانشناس بزرگ فرانسوی كه كتابش تحت عنوان «مطالعه ای درباره ی سعدی شاعر » در 1919 منتشر شده است و حقا كه شیخ سعدی از بزرگان حكمت عملی ٬  یا تقریبا "و مساحمتا" و به تعابیر و تفاسیری «راهبرد استقرار عدالت اجتماعی در جامعه ی ناهمگون و رو به توسعه و تعالی » است، وچه ...وچه...وچه...!!
قبل از این در همین ایران هم چند نفر از بنیا نگذاران جامعه شناسی و مردم شناسی ایران و از استادان دانشكده ی علوم اجتماعی وتعاون دانشگاه تهران آن زمان ٬ به این موضوع پی برده بودند و حتی مرحوم دكتر غلامحسین صدیقی ٬  فارغ از عقاید سیاسی و اداری خود ٬ و به پیشنهاد و اصرار دكتر م.ر درسی در این خصوص پایه نهاده بود كه گرچه خود عمری تقریبا" یك قرنی داشت اما عمر خدمت دانشگاهیش كفاف نداد و ٬ در آن شرایط ٬ نتیجه ای كه باید و شاید حاصل نشد.
عرض كردم «شرایط »!مهم ترین تعریف پیشرفت و تعالی و هزینه كردن بودجه ی مملكتی و محلی شاید «ایجاد شرایط» برای رشد و توسعه باشد كه بنا به «مد» این روزها در بحث «سرمایه اجتماعی » متجلی میشود . شیخ اجل مشرف الدین ابن مصلح الدین بن عبدالله شیرازی از سرمایه های اجتماعی بزرگ این كشور است و از مبادی و منشاء هرگونه اشاعه ی فرهنگ و توسعه ای كه اسلامی و ایرانی و در راه استقرار عدالت اجتماعی باشد و از آن جمله جهاندیده ای كه با اعلاء و ادناء نشست و برخاست كرده است و دارای سعه ی صدر و از جمله لابد هنوز هم تحمل شوخی (شوخی یعنی گستاخی ) از جانب ما جوانتر ها .
میگویند یك نفر یزدی كه مثلا "هفتصد و هفتاد سال شمسی قبل از این و از ترس مغولان غارتگر و به همراه تجار صادر كننده ی دستباف های گرانقیمتش به سرزمین شام رفته بود شیخ شیراز را دید كه پاچه های شلوار قیمتی خود را بالا زده است و به قول مردم ما « ور مالیده » و به كار گل مشغول است.هر دو ایرانی بودند و هر دو شافعی مذهب .
یزدی به نظاره  برادر دینی خود ایستاد و پس از لحظه ای دهان به سخن باز كرد كه شیخنا !چه شده است كه به قول خودت : گهی بر طارم اعلا نشینی - گهی بر زیر پای خود نبینی ؟!
شیخ سعدی گفت : میدانی كه «همه قبیله من عالمان دین بودند...» و مرا با گل كاری نیست.
اما به سیر آفاق و انفس آمده بودم كه به تنگدستی گرفتار و در این مهلكه مشغول به كار ! 
تو را چه غم كه معلوم است بضاعتی داری و با آن ،شكم سیر میداری!:
سل المصانع ركبا" تهیم فی الفلوات    تو قدر آب چه دانی که در كنار فراتی؟!
یزدی گفت: زندگی مدید در دیار عرب تو را نیمی عرب ساخته است كه نیمی از شعر خود را به زبان عربی می سرائی و در این واحه نان را آب و مرا به جای در كنار فرات می بینی ! مردی نساجم و زحمتكش ، صانع و قانع و مقتصد و به گفته خودت : 
كس بار مشاهدت نچیند   تا تخم مجاهدت نكارد
مجاهدت كه همان همت باشد كرده ام و مضاعف چنان كه در این امر الگوی ایرانی شده ام . گفته ای و زیبا گفته ای . گویندكه بنا به فصاحت كلامت حتی در دیار عرب به وعظ و خطابه مشغولی.اما باز تو خود گفته ای كه : 
دو صد گفته چون نیم گفتار نیست ...
سعدی گفت اما نه میتوانی با امیران بنشینی و نه به سیر آفاق و انفس رفته سراسر جهان را ببینی ! اگر هم اكنون به كار گل مشغولم استثناء است و قاعده در تمكین و تعین و نوشتن نثر و گفتن شعر در هوای خوش شیراز و ناز و تنعم در دربار اتابك ابوبكربن سعدبن زنگی دارم . اما تو نه شعری گفته ای و نه نثری نوشته ای !
یزدی گفت : در هوای سرد و خشك زمستانی و به خصوص گرم و سوزان تابستانی یزد در چال شعر بافی می نشینم و ترمه و یزدی و زری میبافم و زیب تن سلاطین بزرگ مغرب زمین می كنم و دم نمیزنم . كاری پیش از بیش مضاعف كه نه در وعظ های عربی تو است و نه در شعر های نغز پارسی :
سعد یا شیراز خوردی نون مفت
شعر های خوب هم دانی تو گفت
گر بیایی یزد و نساجی كنی
مه...از...نت بیفتد جفت جفت!
کجا کار مضاعف کرده ای و همت مضاعف نموده ای که خود گفته ای :
همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جائی رسیده اند
سعدی كه شنید طایفه مغول هم در ایران دست از قتل و غارت برداشته اند با كاروانیان كوشا و دستان پینه بسته و پاهایی طاول زده و عرق ریزان در بیابان سوزان به ایران باز گشت و دیگر هوس سیر آفاق و انفس از سر بگذاشته گفت :
یك چند به حیرة عمربگذشت      من بعد بر آن سرم كه چندی
بنشینم  و  صبر  پیش گیرم        دنباله  كار خویش  گیرم
كه البته اینهمه مطول نویسی در وادی شوخی بود و به مناسب سالروز  بزرگمردی چون سعدی شیرازی در اول اردیبهشت و هم اوست كه فرموده است :
به دست  آهن تفته  كردن خمیر     به از دست بر سینه پیش امیر
ونیز :
هركه نان از عمل خویش خورد    منت  حاتم طائی  نبرد

مطالب مرتبط


  • شاعرانِ یزد اندر خواب ناز
  • 25 مهر سالروز شهادت فرخی یزدی
  • میرزا محمد فرخی یزدی (3) امام زمان (عج)
  • میرزا محمد فرخی یزدی (2)
  • میرزا محمد فرخی یزدی (1) شعرهای نغز
  • بازهم وحشی بافقی ، جههوری و عدالت
  • امتیاز بدهید :

    | امتیاز : 0
    موضوع : | بازدید : 146
    برچسب ها : سعدی شیرازی ، تساج یزدی ، کار ، کوشش ، همٌت ، تولید ، بهره وری ، علیرضا آیت اللهی,




    [ يکشنبه 17 شهريور 1392 ] [ 10:08 ] [ علیرضا آیت اللهی ] [ ]
    درباره سایت

    شعر سرودن یا شاعری « شغل » بوده است ؛ پیش از آن تا مدٌتی چندان شغل نبوده است ؛ و حال ، در چند دهه ی اخیر ، دوباره برای خیلی کثیراز جوانان شغل شده است . چرا ؟ . علٌتش را به زودی خواهم نوشت . امٌا اگر اهل شعر هستید این را بدانید که ساعت هائی متمادی را صرف شعر شناسی کرده ام و به هیچ وجه تعاریف قدیمی و واپسگرایانه ی متداول از شعر در ایران را قبول ندارم . تعاریف مشهور از شعر در ایران نمادی از کمبود دانش ، و واپسگرائی به بهانه پاسداری از شعر کهن یا عروضی و منظوم چون جزئی ضروری از به اصطلاح « فرهنگ ملٌی » است ؛ حال آنکه شعر منظوم وعروضی یادگار شعرای عرب قبل از اسلام و فرهنگ بعدی اعراب است . به نظر من بهترین و جدیدترین تعریف شعر در لاروس دانشگاهی آمده است : « شعر یعنی هنر بیان حاد ترین احساسات شخصی ؛ و انتقال این احساسات ، ادراکات ، وتالمات روحی و روانی ، به وسیله ی انبوهی منسجم از آواهای موزون و همآهنگ که در چند یا چندین وگاه صدها و هزاران مصراع بهم پیوسته و پیاپی می آیند . » * بنابر این شعر قبل از همه یک ارضاء شخصی است ؛ همانطور که جوانترهای ما به آن نام دلنوشت یا دلسروده داده اند . *پس از آن ؟ ابزاری ممتاز در ورود به جامعه ، مطرح ساختن خود و توفیقات اجتماعی است که خود یا به صورت مستقیم است یا غیر مستقیم : غیر مستقیم : - برانگیختن احساسات و عواطف دیگران و چه بسا ایجاد روابطی به نفع خود - کسب شهرت و استفاده از شهرت نیک که این هردو می تواند منافعی اقتصادی هم داشته باشد . امٌا مهم تر از این : مستقیم : - تحکیم روابط اجتماعی با اشخاص محبوب و مطلوب ، و تخریب اشخاص منفور و مطرود ( از جمله در جهت منافعی اقتصادی ) و به ویژه : - سرودن شعر برای کسب درآمد : کاملا" اقتصادی ... در صورت اخیر شاعر در چون از احساسات و ادراکات و تاثرات شخصی ، و نهایتا" « شخصیٌت خود نیست در واقع امر نه شعر ، بلکه شخصیٌت خود را می فروشد و نه چندان نتیجه کار خود را ، بلکه خودرا ... در این خود فروشی خصوصا" ، و در نفع طلبی شعری عموما" ، شعرها بسیار کمتر « جوششی » و بسیار بیشتر « کوششی » ، یا به اصطلاح قدما نتیجه « شِعربافی » هستند . یعنی علاوه بر منافع اقتصادی و کسب در آمد مستقیم یا غیر مستقیم از راه تولید شعر ، می توانند در پی کسب منافع اجتماعی ، سیاسی ، و حتی ارضاء تمایلات کاملا" شخصی هم یاشند . شعری که نتیجه ی کوشش عاشق برای رسیدن به معشوق خود باشد نیز گرچه عاشقانه و چه بسا عارفانه و به دور از خودفروشی اقتصادی باشد در عین حال بیشتر ، از نظر شکل ، « ساختگی » یا کوششی است ؛ مثل نخستین شعرهائی که در این سایت آمده ومی آیند . شاعر این سایت از این وضعیٌت به جائی رسید که شعر را ابزار رسیدن به منافع شخصی خود نسازد .؛ و اگر شعری به ذهنش رسید و به اصطباح به وی الهام شد و خود از درون جوشید ، البته با تصحیح و تکمیل ضروری آن ، یادداشت و به دیگران ارائه کند...
    لینک دوستان
    سایت های مفید
    خبر نامه

    آمار

    آنلاین : 1
    بازدید امروز : 58
    بازدید دیروز : 0
    بازدید هفته گذشته : 64
    بازدید ماه گذشته : 101
    بازدید سال گذشته : 3228
    کل بازدید : 18499ورودی گوگل امروز : 0 نفر
    ورودی گوگل کل : 311 نفر

    ....

    آرشيو مطالب
    امکانات وب