به درختی که میوه اش مهر است - تاریخ: 1392/9/21 ساعت: 13:07
بارور کردم     چو جوجه ای زقناری دشت مهر افزا پریدم به درختی که میوه اش مهر است  و همه شاخه های سبزش را به سیب سرخ حوائی بارور کردم ... گروه : نو نوع : نیمائی موضوع : عاشقانه - عارفانه شاعر : علیرضا آیت اللهی تاریخ : تابستان 1358  محل : باقی آباد یزد
آنان که منفی اند - تاریخ: 1392/9/21 ساعت: 13:04
مثبت و منفی     آنان که مثبت اند ابیات عشق و صلح را  فریاد می زنند : نوسازی ملل . آنانکه منفی اند  چون عین انفیه « عن » ، « فی » بهانه ها تخریب می کنند گروه : نو نوع : نیمائی موضوع : انتقادی - اجتماعی شاعر : علیرضا آیت اللهی تابستان 1358 : یزد
توفیق در ریاکاری است ! - تاریخ: 1392/9/21 ساعت: 12:58
مذبذب       ابلیس شبی رفت به بالین جوانی گفتا که دغل باش و مذبذب و ریاکار با آیه قرآن و حدیث و دو روایت دائم تو بجو مال و هم جاه به دست آر گروه : کهن نوع : چهار پاره  موضوع : انتقادی - اجتماعی شاعر : علیرضا آیت اللهی تاریخ : تابستان 1358  محل :یزد
داستان یک شعر (حیدر) - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 15:03
گفت : حیدر ! ؛ گفتمش : آری علی است « لافتی ...»  نزدِ عَدُوٌانِ جلی است   گفت : سرور ! گفتمش : آری ، علی است « کنت و مولاه ...» اش موید بر «ولی» است   گفت : اختر ! ؛ گفتمش : آری ، علی است ماه و مهتاب است ، و  نور انزلی است   گفت : برتر ! ؛ گفتمش : آری ، علی است جانشین است و جواب ما « بلی » است   گفت...
یکی از مردمان سرخ - آبی - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 14:57
بکی از مردمان سرخ - آبی رفته بوده ست توی قصٌابی گفته بودست شیر می خواهم دوسه بسته پنیر می خواهم ربٌ انگور هم اگر دارید دو - سه تا بهر من نگهدارید دو - سه کبسه برنج می خواهم شهد ناب ترنج می خواهم آبِ خشک پنیر می خواهم رنگ مشکی ِ سیر می خواهم مبل استیل زرد متری چند ؟ مشتری هستم اینقدر تو نخند ! گفت قص...
بی ادبی هم شعر است - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 14:52
  جائی که « ادب » ، « بی ادبی » شد شعر است ؟ جائی که عبارت وجبی شد شعر است ؟ !!! جائی که هزار قید و بند و دستور « صِنع الکی » ، « بو العجبی » شد شعر است ؟ گروه : کهن نوع : چهارپاره موضوع : ادبی - انتقادی شاعر : علیرضا آیت اللهی تاریخ : اردیبهشت 1351 محل : تهران 
چرا اینقدر فحٌاش است ؟! - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 14:46
  به هر شعر من آن شاعر ، شعورش شیره می گردد شرای ناب شهد من ، به چشمش تیره می گردد ندارد چشم دیدن ، این عسل ها ، این مثل ها را به درد خود سری مظنون ، چو خان حیره می گردد  نمب دانم چرا در پشت سر اینقدر فحاش است؟! نمی داند که می دانم ، حسد را سیره می گردد فدای چشم آن ناظر که می بیند حقیقت را  که چ.م ا...
بلیٌه ای است که میر علم نخواهد ماند - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 14:39
پلنگ و روبه و ببر دژم نخواهد ماند     « رسید مژده که ایٌام غم نخواهد ماند  چنان نماند و چنین باز هم نخواهد ماند» ز وحشیان طلبکار در سرای سرسر پلنگ و روبه و ببر دژم نخواهد ماند « چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است که در صحیفه هستی رقم نخواهد ماند » امید به شیر و جوانمردی فسانه ئیش به شام می کشد و ...
کربلائی قربان - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 14:32
 کربلائی قربان ، پسری داشت بنام بهمان از فلان ،  بنتِ فلان ،  بنتِ فلان ... بی نژاد از همه سو ، بد نسب و بی بته از پدر یک گوربان ، مادرش هم که فلان از همینجا تو ببین رسم وی و زود بخوان نه ! عیان نیست ! و باید بشود خوب بیان پسرک ،تخم بد آهنگ ، سری دیگر داشت کلٌه اش پوک چو گنبد ، خِردش در دَوَران شعر ...
شعر بند تنبانی - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 14:27
شعر بند تنبانی (1) بند تنبانت را دیده بودم شاعر كه به نام شعر ! آوردی تو ... تو بپوش این در و دروازه ی... ... شهر قزوین (1) اصطلاحی بود كه پنجاه سال قبل ، به خصوص در زادگاهم شهر یزد ، به شدت باب بود و بنده در این هجوبه ی خامسرائی جوانی بر علیه یكی از شاعران به اصطلاح استاد ادبیات ( كه علنا" به دانشج...
گرانی - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 3:13
آی آدم ها ! شما كاینجا نشسته شعر می خوانید عید نزدیك است و من مخمور ، می دانید ؟ گرانی  كرده  بیداد و  دلم  ناشاد چگونه این پریده رنگ من را هم نمی خوانید ؟ گروه : كهن نوع : چهارپاره رده : اجتماعی ( اقتصادی ) نام : گرانی كرده بیداد شاعر : علیرضا آیت اللهی تاریخ : اسفند 1348  مكان : تهران ویرایش نشده ...
آمده ام که سرزنم - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 3:03
آمده ام که سر زنم کوبه ی دل به در زنم گر نپذیریم چنین زار شود دل غمین صوفی سرگشته نی ام عاشق برگشته نی ام شعر تو را می طلبم گر ندهی معطٌلم ! گروه : کهن نوع : مثنوی گونه موضوع : اجتماعی شاعر : علیرضا آیت اللهی تاریخ : زمستان 1348  محل : تهران ، دانشگاه تهران  
من و نومیدی - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 0:59
من به نومیدی ایمان دارم  و به تنهائی خود...  در ورطه ی عشق آن یكی می گوید : روشنائی مرده است و قَدَر  به توانائی خود مشكوك است در بهشت زهراء اندر آن دشت سیاه ظلمت كه به شب میماند نور خاموش شده است نور معشوق فرو رفته به خاك و چه دلها خونین... و گریبانم را كه شده چاك به چاك چه كنم گر ندرم  گوهری رفت ا...
یک قصٌه بیش نیست غم عشق و این عجب - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 0:55
  یک قصٌه بیش نیست ؛ این را شنیده ای که « غم عشق » را به آن تعریف کرده اند . و عجیب است ، وَه ، عجیب ؛ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است . گروه : نو نوع : نیمائی نام : یک قصٌه بیش نیست موضوع : عاشقانه و عارفانه شاعر : علیرضا آیت اللهی تاریخ : تابستان 1348 : محل : باقی آباد یزد 
شعر نو بهتر است یا شعر کهن ؟ - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 0:50
بین شاعر و نویسنده ای که عضو این یا آن ، یا تعدادی انجمن و گروه و دسته است ؛ و شاعری که به هیچ گروهی بستگی یا به اصطلاح وابستگی ندارد چیست ؟ سریعا" قضاوت نکنیم ! من هیچگاه عضو هیچ انجمن و گروه و دسته و حزب و دفتر و دستکی  نبوده و نیستم؛ و یکی از مهم ترین دلایل عدم موفقیٌت من در صحنه های اداری ( و گر...
تخم تردید - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 0:47
    تخم تردید بسی مغتنم است نزد برخی علما محترم است شک نبرده چه بقینی باشد گفته باید ز امینی باشد گروه : کهن نوع : چهار پاره نام : تخم تردید موضوع : اجتماعی - علمی شاعر : علیرضا آیت اللهی تاریخ : زمستان 1347 محل : تهران ، دانشگاه تهران 
اختناق ادبی در نظام شاهنشاهی - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 0:31
ادبیٌات را به سیاست چه مربوط است ؟ و اختناق یعنی چه ؟ . قبلا" نوشتم که چون سیاوش کسرائی با مدیر ماهنامه ما رفیق بود و در محلٌ کارش ، بانک رهنی ، تحت ریاست و عملا" حمایت یکی از خویشان من بود گاه به گاه که به سراغش می رفتم مرا به جرگه ی شعرای همراهش که که تقریبا " هرروز در اتاق بزرگ و دارای ده – پانزد...
از فالوده یزدی تا هوای آلوده تهران - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 0:28
هوا بس ناجوانمردانه آلوده است من این کنج قفس ، اندر هوس : یک ظرف پالوده ! و نه پالوده ای از نوع شیرازی که کاکویش به پیش آرد مرا پالوده ای باید ز شهر یزد و با شهد شکر از نی . مرا پالوده ای باید که با برف طزرجان سرد و یخ باشد و تخم شربتی بر روی آن لرزان و گه رقصان درون کاسه ای از کاشی میبد به رنگ گج س...
دوستت دارم من - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 0:24
« دوستت می دارم »  به همین زیبائی ای عزیز دل من این که تو « تنهائی » پس چرا « تن ها » ئی ؟! هریکی را یک راه  در پی آن بک چاه چاه وبل غم و درد  چاه ویل گل زرد یک نگاهی به درخت مجنون ، گل سُرخم ، بنداز ! بلبل تو اینجاست گرچه زیبائی و رنگ نو ندارد هرگز  و یهار ... و بهار ... مگذار ! که زمستان آید... که...
شعر کوششی یا به اصطلاح قدیم : شعر زورکی ( شعربافی محض ) - تاریخ: 1392/6/14 ساعت: 0:21
 شعر زورکی ! شهرت در یک « علم » یا یک « هنر » ، به ویژه در کشورهای درحال توسعه ، به مفهوم سرآمد بودن در آن علم و هنر نیست . گاهی حتی کسانی که در میانه ی رده ی هنرمندان یک رشته قرار دارند ، سرآمد آن رشته شناخته می شوند . چرا ؟ -         شانس دارند -         روابط اجتماعیشان قوی است -         تبلیغاتش...

برچسب‌های مرتبط

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست | معنی کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست | شعر ، یزد ، علیرضا آیت اللهی | سیمین بهبهانی ،درگذشت | میرزا محمد فرخی یزدی ، امام زمان (عج) ، علیرضا آیت اللهی | فرخی یزدی ، ظلم و جور ، چاپلوسی ، مردانگی و آزادگی ، فحاشی ، اتحاد ، همت ، علیرضا آیت اللهی | میرزا محمد فرخی یزدی ، شعرهای نغز ، کار و کوشش ، عدالت اجتماعی آگاهی ، نادانی | وحشی بافقی ، بی عدالتی ، جامعه صفوی ، شهر یزد | پس محمد برای چه آمد ؟ | سعدی شیرازی ، گلستان ، علیرضا آیت اللهی