
گفت : حیدر ! ؛ گفتمش : آری علی است « لافتی ...» نزدِ عَدُوٌانِ جلی است گفت : سرور ! گفتمش : آری ، علی است « کنت و مولاه ...» اش موید بر «ولی» است گفت : اختر ! ؛ گفتمش : آری ، علی است ماه و مهتاب است ، و نور انزلی است گفت : برتر ! ؛ گفتمش : آری ، علی است جانشین است و جواب ما « بلی » است گفت : « اکملت لکم ... » بهر چه بود ؟ گفتمش : یعنی نه تنها مُبدلی است گفت : اکبر ! ؛ گفتم : او دیگر خداست از الهی بودنِ هو ، او « ولی » است .... اوایل دهه 1350 ، شاید سال 1343 ، در شهر یزد ؛ و ...
ادامه مطلب