نام آن یزد است و آن یعنی خدا

خرید بک لینک

 

نام آن یزد است و آن یعنی خدا

حاجیان در رفت ، و برگشت از خدا
بنده ای مؤمن زشان مانده جدا
گفتنش ای مرد ِ در مانده زحق ...
گفت حق اندر دل ما شد : خود آ
هرکجا که می رویم او هست ، او
حاش لله خانه ی بی کدخدا
ما همه کعبه ، دل ما خان اوست 
آن ، ز سنگ و گل به مکٌه ، از شما
سنگدل هائی نشسته بر دو سنگ
ور نه راهِ حقٌ ؟ همینجا هست و لا
آنچه از دار العباده جسته ای
نام آن یزد است و آن یعنی خدا
کوچه هایش از خدا ، هرلردِ شهر 
خانه هایش پر ز عابد ؛ مرحبا
نور حقٌ اندر دل هر عابدی است
کی دگر یابی چنین کعبه کجا ؟

شعر یزد از شاعر یزدی رواست...

ما را در سایت شعر یزد از شاعر یزدی رواست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: علیرضا آیت اللهی بازدید: 973 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 4:16

صفحه بندی