
کمال االدین وحشی بافقی یزدی (2) رقابت شعری ، مرافعه ، منازعه و هجویه سرائی وحشی بافقی و یقه گیری یكی از همكارانم در تهران ( با تشكر بسیار از همكارانم كه لااقل روزی سی - چهل نفرشان وبلاگ بنده را می خوانند و حالا نیمی بیشتر از آنها این سایت را برآن ترجیح می دهند ! ) آمده بودكه فلانی ! بالاخره یزدی ها مردمی متحد اند یا تفرقه پسند و یقه گیر ؟! . عرض شودكه ما سیكلهائی تاریخی در اتحاد و افتراق در یزد داریم .هرگاه یزد مورد تهاجم و نفوذ غیر یزدی واقع شده است تفرقه و تنزل مقام درآن بالا گرفته است .؛ و هرگاه به حال خود و به دست مردم خود رها شده است ، به سوی اتحاد و انسجام و ترقی و تعالی گام برداشته است و گاه در مقام یكی از سه شهر بزرگ ایران جلوه گر شده است . مثلا" طی سلطن...
ادامه مطلب
در خانه مادر بزرگم یک جلد دیوان حافظ بدون اینکه صاحب مشخصی داشته باشد وجودداشت که البته بخشی از آن پاره شده بود و بین 1330 تا 1335 گاه مورد استفاده برخی از نوه هایش برای فال گرفتن و سرگرمی و... قرار می گرفت. در زمان قدیم و حتی در زمان حکومت رضا شاه پهلوی و اندکی هم در زمان کودکی من رسم بوده است که کودک به خواندن تمام قرآن بپردازد ؛ و پس از آن دیوان حافظ را به عنوان دومٌین کتاب بیاموزد و سوٌمین هم کتاب نصاب الصبیان بوده است که آنهم به شعر است . سال 1335 خواستم که دیوان حافظ را به صورت کامل داشته باشم ؛ و نهایتا" هم یک جلد از آن را به مشخصات زیر به قیمت 50 ریال خردیدم : دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی «مصوٌر » بهمٌت و سرمایه محمود علمی . اسفند 13...
ادامه مطلب